شاخص من

اُذکُر حَسَراتِ التَّفریطِ بِأَخذِ تَقدیمِ الحَزمِ

بجای حسرت و اندوه برای عدم موفقیتهای گذشته، با گرفتن تصمیم و اراده قوی جبران کن.

(میزان الحکمة، ج7، ص454)


 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ساعت 9:46 موضوع | لينک ثابت


کار جدید فرهنگی ایرانسل

استفاده از موسیقی متن سریاله های شبکه ماهواره ای


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه هفتم مرداد 1392 ساعت 11:44 موضوع | لينک ثابت


دل

حتما دانلود کنید:

دانلود نکته اخلاقی از مرحوم آیت الله مجتهدی


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ساعت 12:27 موضوع | لينک ثابت


گفته بودم چرا اسم وبلاگم از اصلاح به اسلاح تغییر کرد..نگفتم؟

بزرگترین پیروز میدان، به عبارتی اولین و آخرین منتخب

مردم ایران بودند...

اینو یادت نره حسن.


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ساعت 10:8 موضوع | لينک ثابت


فأین تذهبون؟

به نقل از پایگاه خبری بولتن نیوز در ویژه نامه ای که در روزنامه ایران ادعای مزخرفی منتشر شد: !!!

در این ویژه نامه که با عنوان «راوی»، ضمیمه رایگان روزنامه ایران است سعی شده تا با بازخوانی دوران حکومت مداری حضرت امیر (ع) و مشکلاتی که در دوره ایشان وجود داشت، چنین وانمود کنند که احمدی نژاد نیز در دوران حاضر، نقش «مالک اشتر» رهبر انقلاب را بازی می کند و به همین دلیل است که هجمه های زیادی علیه وی شده است!

از سویی دیگر این ویژه نامه سعی دارد چنین بیان کند که مخالفان جبهه مقابل حضرت امیر(ع) و مالک اشتر نیز کسانی نبودند جز خوارجیون و نهروانی ها!

اما مالک از زبان امیرالمومنین علیه السلام !!!!!!

سوگند به خدا، اگر كوهي بود، كوهي بي همتا و يگانه بود و اگر صخره اي بود، صخره اي سخت و محكم بود، كه هيچ رونده اي بر قله ي بلند آن دست نمي يافت و هيچ پرنده اي توانائي رسيدن بر فراز آن را نداشت.

نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، حكمت 443.

نمي خوابد و غافل نمي شود، بلكه هميشه هشيار و بيدار است و در كشاكش حمله و هجوم، ترس به خود راه نمي دهد و براي تبهكاران و اشرار و فجار، سخت تر از سوزندگي آتش است. اين مرد، مالك پسر حارث از قبيله «مذحج» مي باشد. بنابراين گوش به فرمان او باشيد و از فرامين او آنچه را كه مطابق حق باشد اطاعت كنيد. چون مالك، شمشيري از شمشيرهاي خدا است كه اين شمشير هيچ گاه كند نمي شود و از هدف خود انحراف نمي يابد. آنگاه كه از شما خواست كه در جبهه هاي جنگ حاضر شويد، به فرمان او گوش فرادهيد و بدان عمل كنيد و اگر دستور توقف داد، توقف كنيد، زيرا او هر قدمي كه پيش مي گذارد يا واپس مي نهد، تاخير مي كند و يا پيشقدم مي شود، همه به فرمان ما مي باشد. چون او خيرخواه شما مردم مصر است او را نزد شما مي فرستم. او در برابر دشمنانتان مرديست سخت و كوبنده

نهج البلاغه، نامه 38 و نيز اغلب كتب معتبر تاريخي.

ارتباط با حضرت حجت..رجعت چاوز..هاله نور...تایید صلاحیت آسمانی بدون نیاز به شورای نگهبان... هیچ ، مالک اشتر سلام الله علیه رو چرا ؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 ساعت 10:16 موضوع | لينک ثابت


مطلبی خواندنی

جنگ تمام شده بود و بسیاری از شهدا جامانده بودند..باید می رفتیم و برمی گرداندیمشان"اما منطقه حساس بود و قرارگاه موافقت نمی کرد. بالاخره یک فرصت 10 روزه گرفتیم..فرصت ما نیمه شعبان تمام می شد..بعضی از بچه ها پیشنهاد کردند کار را تعطیل کنیم و روز عید به خودمان برسیم.اما شهید غلامی گفت:نه،تازه امروز روز کار است، و باید عیدی خود را ،امروز از آقا بگیریم..همه به این امید راه افتادیم.هر چه پیش می رفتیم نا امید تر می شدیم..آفتاب داشت غروب می کرد که صدای ناله شهید غلامی را شنیدیم..با توسل و گریه کنان: آقا جون دیگه خجالت می کشیم تو روی مادرای شهدا نگاه کنیم..باید وداع می کردیم و بر میگشتیم..بغض همه ترکید و به گریه افتادند..چند لحظه بعد،فریاد شهید غلامی که رفته بود شقایقی برای معراج شهدا از ریشه بیرون آورد میخکوبمان کرد. به سویش دویدیم.. شقایق درست روی جمجمه ی شهیدی سبز شده بود..

چه حالی می شدی در این غروب نیمه شعبان اگر می دانستی نام این شهید...مهدی منتظرالقائم است..(بر گرفته از کتاب تفحص – رضا مصطفوی)


 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه سوم خرداد 1392 ساعت 12:46 موضوع | لينک ثابت


عشق مرکبست نه هدف!

صدای درماندگی عاشق به گوش معشوق خواهد رسید،آه درون او را که تواند شنید،غیر از آسمان.مسیر طولانی و ناگوار،گاه گاه مرکبش او را زند زمین،گاهی هم راه را گم کرده..گاه آشنایی آشنا نما راه کج نشانش دهد..به کسی اعتماد ندارد،زمین خوردنش زیبا و دیدنی شده..گاهی به ماه نگاه می کند..لبخند ماه اورا سرعت میدهد..نور خورشید تنهایی را از او بستاند،چاه فریادش را شنواست..درختان نوازشش می کنند،تا او به مقصد برسد.! گاه به او فکر می کند و گاه به آسمان،آسمان را می بیند.!.زمین خوردن را نمی فهمد..پایش از زخم راه می سوزد..ولی آسمان دیدنی است..

آسمان اورا فرا خواند: آنکه به زیر پایت مرکبست،عشق است.زهی در عشق غرق شوی مرکبب زمینت زند..عشق را رها کن به آسمان بنگر..آسمان معشوق است..تو مرکب عشق نشو..آسمان همه جا هست..به کجا میروی..من نظاره گرت هستم،آسمان شو همه تو را ببینند..دیدی من رنگ ندارم؟پس بی رنگ باش..بی رنگ ..


 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه سوم خرداد 1392 ساعت 12:44 موضوع | لينک ثابت


موسیقی بی کلام!


 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه سوم خرداد 1392 ساعت 12:26 موضوع | لينک ثابت


فکرشم نمی کردی!


والا محمود جان این همه زحمت کشیدی اینهمه جوک واست ساختن اینهمه خرجت شد به این بهونه که انقلابی و پیرو خط امامی ...مشایی همه چیو به باد داد..فکرشم نمی کردم اینجوری آبروم بره...استعفاء هم نمیشه داد..چه اشتباهی کردما!


 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه سوم خرداد 1392 ساعت 12:19 موضوع | لينک ثابت


بهترین سوال من

کاندیدای ما چه جنبشی را در سمت احقاق حماسه اقتصادی و اقتصاد مقاومتی خط شکن را انتخاب می کنند؟؟

اقتصاد ميلتون فريدمن یا اقتصاد نیوکینزی

یا همان آدام اسمیتی!!!

 


 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 ساعت 12:40 موضوع | لينک ثابت


رای من کو؟

دزدیدن رأی و ایده و نظر مردم از داخل صندوقها نیست..

رأی ها در اذهان ماست..

حواسمان باشد رأیمان را با صحبت های رنگین ندزدند!


 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ساعت 8:45 موضوع | لينک ثابت


حجر ابن عدی

امیرالمومنین علی (ع) فرمود: شگفت از واقعه بین ماه‌های جمادی و رجب
علامه طهرانی در کتاب امام شناسى جلد ‏12 صفحه 180 می‌نویسد:
«ابن شهرآشوب گوید: أمیر المؤمنین علیه‌السّلام در خطبه قَصیه گفته‌‏اند: الْعَجَبُ کلُّ العَجَبِ بَینَ جُمَادَى وَ رَجَبٍ. و قوله علیه‌السّلام: وَ أَى عَجَبٍ أعْجَبُ مِنْ أموَاتٍ یضْرِبُونَ هَامَاتِ الاحْیاء
«شگفت و تمام شگفت آن واقعه‌‏اى است که بین ماه جُمادى و ماه رجب واقع مى‌‏شود» و نیز گفته‏‌اند: «کدام شگفتى بالاتر از آنست که مردگانى (کسی که در حقیقت قلبش مرده است) بر سر زندگانى (کسانی که در حقیقت زنده‌اند) بزنند؟»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ساعت 10:59 موضوع | لينک ثابت


حجر ابن عدی کیست؟

حُجربن عديّ كندي

   

  روزي حجر به "عمرو بن حريث" جانشين زياد، در يكي از خطبه‌هاي نماز جمعه، سنگ انداخت و او را از منبر پايين آورد. عمرو به زياد نوشت: اگر به كوفه نياز داري شتاب كن. زياد به سرعت خود را به كوفه رساند و از حجر خواست تا از او عذرخواهي كند. آن گاه مأموران خود را فرستاد كه او را بياورند. حجر با كساني كه در خانه‌اش بودند با آن مأموران جنگيد. سپس آن افراد پراكنده شدند، مأموران او را گرفتند و به نزد زياد بردند. زياد گفت: واي بر تو اي حجر، اين چه كاري است كه مي‌كني؟ حجر گفت: من بر بيعت خود با معاويه هستم و آن را نشكسته‌ام. زياد هفتاد نفر از بزرگان و سران كوفه را فرا خواند و از آنان خواست گواهي خود را عليه حجر و يارانش بنويسند. سپس حجر و يارانش را به نزد معاويه اعزام كرد.

  معاويه گفت: آنان را به مرج عذراء ببريد و در آنجا بكشيد. چون بدان جا رسيدند حجر گفت: اين روستا چه نام دارد؟ گفتند: عذراء، گفت: ‌الحمدلله، به خدا من نخستين مسلماني هستم كه سگ‌هاي اين روستا در راه خدا به من پارس كردند، و امروز مرا با غل و زنجير بدين جا آورند.

  هر نفر را به يكي از مردم شام دادند كه بكشد. حجر را به شخصي از حمير دادند. حجر گفت: بگذار دو ركعت نماز بخوانم. به او اجازه داد. حجر وضو گرفت و دو ركعت نماز گزارد و آن را طولاني كرد. به او گفتند: از ترس مرگ نمازت را طولاني كردي؟ گفت:

«هرگز وضو نگرفته‌ام، مگر اين كه با آن نماز به جاي آورده‌ام، و هرگز نمازي بدين سبكي و شتاب نخوانده‌ام و اگر هم بترسم بعيد نيست، زيرا شمشيري آخته و كفني آماده و گوري كنده شده در برابر خود ديده‌ام.»****


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 9:57 موضوع | لينک ثابت


حجرالخیر!

به دلیل صحابی بودن او را محترم می دانند. و از او با لقب حجرالخیر نام می‌برند. ابن اثیر می‌نویسد: «وهو المعروف بحجر الخیر.. وفد عَلَی النَّبِیّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هو وأخوه هانئ، وشهد القادسیة، وکان من فضلاء الصحابة»(اسد الغابة۱/۴۶۱ دارالفکر)


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 9:37 موضوع | لينک ثابت


سخنی کوناه از حضرت امیر علیه السلام

‌ألا وَ لا یَحمِلُ هذَا الْعَلَم

إلّا أهلُ البَصَر وَ الصَّبر


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه هفتم اسفند 1391 ساعت 8:51 موضوع | لينک ثابت